پاسخ به سوالات شرعی
  • پاسخ: شراب، پاکیزه است یا نجس ؟
    وەڵام: 

    به طور کلی، علما در این زمینه بر دو دیدگاه هستند:

    دیدگاه اول: جمهور علما از جمله ائمه اربعه، ابن حزم و ابن تیمیه بر آنَند که شراب، نجس است؛ این گروه به دلایل زیر، استناد جسته‌اند:

     

    1.آیه « ‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‏» ( مائدة:90)؛ « ‏اي مؤمنان ! می‌خوارگی و قماربازي و بتان ( سنگی كه در كنار آن‌ها قرباني مي‌كنيد ) و تيرها ( و سنگها و اوراقي كه براي بخت‌آزمائي و غيبگوئي به كار مي‌بريد ، همه و همه) پليدند و ( ناشي از تزيين و تلقين ) عمل شيطان مي‌باشند . پس از ( اين كارهاي ) پليد دوري كنيد تا اين كه رستگار شويد .‏»    وجه دلالت: در این آیه خداوند، شراب را رجس ( ناپاک و نجس) می‌داند؛ بنابراین شراب، نجس است.

    2.اصحاب از پیامبر صلی‌الله علیه و سلم پرسیدند: ما گاه به جایی می‌رویم که آثار و بقایای ظروف کفار در آنجا وجود دارد و اثر گوشت خوک یا شراب بر آن ظروف مانده است؛ ما باید چکار کنیم؟ ایشان فرمودند: اگر ظروف دیگری را یافتید از آن استفاده کنید وگرنه همین ظروف کفار را بشویید و از آن، استفاده نمایید ( ابوداود و ترمذی).

     

    دیدگاه دوم: گروهی از علما بر آنند که شراب نجس نیست؛ از مهم‌ترین قائلین به این دیدگاه می‌توان به مزنی، داود ظاهری، شوکانی، صنعانی، آلبانی، ابن عثیمین و ... اشاره نمود. پیروان این دیدگاه به دلایل ذیل، احتجاج نموده‌اند:

    آنان می‌گویند آیه مذکور، هیچ دلالتی بر نجاست شراب ندارد؛ زیرا:

    1.در این آیه در کنار شراب، قمار و بت و وسیله بخت‌آزمایی نیز ذکر شده است؛ درحالی‌که هیچ احدی مدّعی نجاست این سه شیء نشده است و اختصاص واژه « رجس» به شراب، فاقد هر گونه دلیلی است.

    2.واژه « رجس» علاوه بر نجاست، معانی دیگری نیز دارد؛ از جمله امر حرام شده، زشت، لعن، نفرین و ... . و دلیلی وجود ندارد که در این آیه، رجس بر نجاست، حمل گردد.

    3.در هیچ روایتی ذکر نشده که یکی از سلف صالح امّت، رجس را در آیه‌ی مذکور به نجاست، تفسیر کند؛ بلکه مفسّر بزرگواری چون ابن عباس می‌گوید: رجس در اینجا به معنیِ چیزی است که مایه‌ی خشم باشد و ابن زید می‌گوید: رجس یعنی کار زشت و ناپسند.

    4. حرام بودن شراب، دلالتی بر حرمت آن ندارد. به طور کلی حرمتِ اشیاء به معنای نجاست آن‌ها نیست؛ برای مثال طلا و ابریشم، برای مردان حرام هستند اما آیا کسی ادّعای حرمت آن‌ها را کرده است؟

    5.در حدیث انس آمده است که وقتی پیامبر صلی‌الله علیه و سلم، حرمت شراب را اعلام کردند مردم، همه شراب‌هایشان را در کوچه و بازار مدینه ریختند ( متفق علیه).

    وجه دلالت: اگر شراب نجس بود، نباید این‌گونه در محل‌های عمومی ریخته می‌شد درحالی‌که امکان برخورد آن به بدن و لباس رهگذران بسیار فراوان بوده است.

    6. در حدیث مسلم آمده است که شخصی دو مَشک شراب به عنوان هدیه برای پیامبر صلی‌الله علیه و سلم آورد؛ ایشان فرمودند: نوشیدن و خرید و فروشِ آن، حرام است. سپس آن مرد درحالی‌که برخی از اصحاب حضور داشتند، آن دو مَشک شراب را ریخت.

    وجه دلالت: اگر شراب نجس بود پیامبر صلی‌الله علیه و سلم امر می‌کرد که روی آن، آب بریزند همان طوری که به ریختن آب روی ادرار، امر کرد یا اینکه به اصحاب بزرگوارش می‌فرمود که مواظب باشند به لباس و بدنشان برخورد نکند.

     در شریعت اسلام، اصلِ اشیاء بر پاکی است و مادامی که دلیلی بر نجاست شراب، وجود ندارد پس بر اصلِ خود، باقی است.

     

    ترجیح: دیدگاه کسانی که گفته‌اند شراب پاکیزه است (با توجّه به قوّت ادله)، راجح است والله تعالی أعلم.

  • پاسخ: آیا ترشحاتی که از بدن زنان، خارج می شود طاهر است یا خیر؟
    وەڵام: 

    علما در مورد این مسأله، اختلاف کرده اند و بر دو دیدگاه هستند:

    دیدگاه اول  :

    این ترشحات، نجس است؛ زیرا از فَرج ( عضو تناسلی زن)، خارج می شود و حکم آن، همچون حکم مذی در مردان است. ( مذی، آب چسبناک و غلیظی است که به هنگام برانگیخته شدن احساسات جنسی مرد، از بدن وی، خارج می شود). بنابراین این ترشحات، نجس است و سبب ابطال وضو می گردد و هرگاه به بدن و لباس برخورد کند، شستن آن، ضروری است.

    ادله:

    الف- عثمان بن عفان – رضی الله عنه- می فرماید: « از پیامبر صلی الله علیه و سلم شنیدم که فرمودند: اگر مردی با همسرش، جماع کرد و منی از بدنش خارج نشد، کافی است که وضو بگیرد و آلت تناسلی اش را بشوید» ( بخاری و مسلم)

    ب- أبیّ بن کعب می گوید: عرض کردم: ای رسول الله – صلی الله علیه و سلم- ! اگر یکی از ما با همسرش نزدیکی کند و پیش از ارضا شدن و خروج منی، دست بکشد چه چیزی بر او، لازم است؟! فرمودند: لازم است آن قسمت از بدنش که با فرجِ همسرش، برخورد کرده را بشوید و بعد، وضو بگیرد و سپس نماز بخواند ( بخاری و مسلم). بر اساس این دو حدیث، امر به مردان برای شستن آلت، دلالت بر نجاست ترشحات بدن زنان دارد.

    ج- قاعده شرعی فقهی، آن است که « هر آنچه از عقب و جلو انسان، خارج شود نجس است به جز منی». بنابراین ترشحات و مایعاتِ خارج شده از بدن زنان، غیر طاهر است.

     

    دیدگاه دوم: ترشحات خارج شده از بدن زنان، طاهر است.

    ادله:

    الف- احادیثی که گروه اول به آن استناد کرده اند، به وسیله ی احادیث دیگر، نسخ شده و حکم آنها، باقی نمانده است.

    ب- در احادیث صحیح آمده که عائشه – رضی الله عنها- منی را از لباس پیامبر – صلی الله علیه و سلم- می خراشید و آن را نمی شست و مشخص است که این منی با ترشحات بدن همسرانشان، در آمیخته سپس بر لباسشان ریخته است؛ بنابر این مشخص می شود که این ترشحات، غیر نجس و پاک است.

    ج- خروج ترشحات و مایعات، امری است طبیعی و مکرّر که همواره برای زنان پیش می آید؛ در حالی که هرگز از پیامبر –صلی الله علیه و سلم- شنیده نشده که زنی را به شستن یا وضو گرفتن دوباره به خاطر این ترشحات، امر کرده باشد.

    د- همانگونه که به وسیله علم پزشکی امروز نیز ثابت شده، محل خروج ادرار و ترشحات،

    یک محل واحد نیست؛ بنابراین نمی توان ترشحات را به ادرار، قیاس کرد.

    ه- قاعده ای که گروهِ اول به آن استناد کرده اند، نه آیه و حدیث است که قابل رد نباشد و نه بر آن، اجماع وجود دارد؛ بنابراین، استدلال به آن، قابل رد است.

     

    ترجیح:

    با توجه به ادلّه ی هر دو گروه، به نظر می رسد که هرگاه خروج ترشّحات از بدن زنان به سبب احساسات جنسی و عشقبازی باشد حکم آن، همچون حکم مذی در مردان است و نیاز به شستن دارد و وضو را باطل می کند؛ اما اگر این ترشحات، ناشی از خستگی، حاملگی و ... باشد و بدون اختیار زن از بدنش خارج شود طاهر و پاکیزه است و دلیلی بر نجاستِ آن، وجود ندارد؛ بنابراین بر اصل طهارت خود، باقی است. والله تعالی أعلم.

  • پاسخ: آیا منی پاکیزه است یا نجس ؟
    وەڵام: 

     به طور کلّی در مورد نجاست یا طهارت منی، علما بر دو دیگاه هستند:

     دیدگاه اول: منی، نجس است. سفیان ثوری، ابو حنیفه، مالک و احمد ( در روایتی ضعیف) قائل به این دیدگاهند.

    ادله:

    1- حدیث عائشه - رضی الله عنها - که فرمود: « من اثر مَنی را از لباس پیامبر - صلی الله علیه و سلم- می شستم و وقتی ایشان به مسجد می رفت، لکه های آب بر روی لباسشان، نمایان بود ( هنوز لباس، کاملا خشک نشده بود)» ( متفق علیه).

    این گروه از علما می گویند: روشن است که شستن لباس، به سبب نجاستِ منی بوده است.

    2- دلیل عقلی: منی از محل ادرار و مذی، خارج می شود وهمچنین از مواد خوراکی موجود در بدن، ساخته می شود؛ لذا حکم آن، حکم ادرار و مدفوع است.

     

    دیدگاه دوم: منی، پاکیزه و طاهر است. از مهمترین قایلین این دیدگاه می توان به سعید بن مسیّب، عطاء، شافعی، داوود ظاهری، احمد ( در روایتی قوی تر)، اسحاق و ابن المنذر اشاره کرد.

    ادله:

    1- حدیث عائشه - رضی الله عنها-: « هرگاه منی، روی لباس پیامبر - صلی الله علیه و سلم- خشک می شد، آن را می خراشیدم» ( مسلم)

    2- ابن عباس - رضی الله عنه- می فرماید: « حکم مَنی، همچون خلط گلو و خلم ( خلط بینی) است و زدودن آن ( بدون شستن)، کافی است».

     

    قایلین به دیدگاه دوم می گویند: بر  اساس این ادله اگر منی، نجس بود به خراشیدنِ آن، اکتفا نمی شد؛ زیرا هرگز نشنیده ایم نجاستی به وسیله خراشیدن از بین برود !

    ترجیح: من (ماموستا کریکار) نیز بر آنم که منی، پاک و طاهر است و هرگاه در حالت رطوبت به لباس، اصابت کند حکم آن، همچون خلط است و زدودن آن ( بدون شستن)، کافی است و در صورت خشک شدن آن روی لباس، تنها به خراشیدن آن، بسنده می شود؛ زیرا حدیث مذکور دلالت دارد بر اینکه پیامبر - صلی الله علیه و سلم- در مورد منی، چنین عمل می کردند. همچنین دار قطنی، بیهقی و طحاوی از ابن عباس روایت کرده اند: « از پیامبر - صلی الله علیه و سلم- در مورد مَنی ای که به لباس برخورد می کند، سؤال شد. ایشان فرمودند: مَنی، همچون خلم و خلط است و کافی است با یک دستمال، آن را بزدایی». ( آلبانی، آن را صحیح دانسته است).

     

    امام نووی در رد استدلال گروه مقابل به حدیث اول عائشه می فرماید: « شستن مَنی، توسط عائشه، جهت رعایت پاکیزگی بیشتر است و دلالتی بر نجاستِ منی ندارد». همچنین شیخ الاسلام ابن تیمیه می فرماید: « ادله ی قایلین به طهارت منی، محکمتر است». والله تعالی أعلم

  • پاسخ: حکم جمع کردن و استفاده ی دوباره از آبی که در غسل به کار رفته است، چیست؟
    وەڵام: 

     در مورد این مسأله که آیا چکیده ی آبی که در غسل، مورد استفاده قرار گرفته پاکیزه است و می توان آن را در طهارتی دیگر، مورد استفاده قرار داد یا خیر، میان علما اختلاف وجود دارد. به طور کلی علما در این زمینه، بر دو دیدگاهند:

     

    1-دیدگاه اول: این آب، پاکیزه است و می توان آن را مورد استفاده ی مجدّد، قرار داد. عمر بن الخطاب، ابو هریرة، ابن عبّاس، سعد بن ابی وقاص، ابو عبید و ابن المنذر و همچنین مذاهب حنفیه، مالکیه، شافعیه و حنابله ( بر اساس روایتی از امام احمد) بر این دیدگاه هستند.

     

    ادله ی این گروه:

    الف- فرموده ابن عبّاس: « پیامبر صلی الله علیه و سلم به وسیله آبی که میمونه ( همسرشان) در غسل به کار برده بود، غسل می گرفتند» ( ابو داود و ترمذی؛ آلبانی آن را صحیح دانسته است).

    ب- عائشه می فرماید: « من و پیامبر صلی الله علیه و سلم  در حالی که جنُب بودیم در یک ظرف ( تشت)، غسل می گرفتیم» ( بخاری و مسلم).

    ج- فرموده پیامبر صلی الله علیه و سلم: « سبحان الله إنَّ المؤمنَ لا یَنجُسُ»؛ « پاک و منزّه است الله ! انسان مؤمن، هرگز نجس نمی شود» ( بخاری، مسلم و دیگران).   وجه استدلال: نجس نشدنِ انسان مؤمن، دلالت دارد بر اینکه آبی که وی در طهارت به کار گرفته، پاک است و می توان آن را مورد استفاده قرار داد.

    د- علی بن ابی طالب و برخی دیگر از بزرگان فرموده اند: « اگر شخص، مسحِ سر را فراموش کرد هرگاه آن را به یاد آورد و ریش هایش هنوز خیس بود می تواند به وسیله ی آن، سرش را مسح کند)». این کلام، دلالت دارد بر اینکه آب مورد استفاده در غسل یا وضو، پاک و پاکننده است.

     

    2- دیدگاه دوم: این آب، پاکیزه نیست و نمی توان آن را در طهارتی دیگر به کار بُرد. ابن عمر، عبد الله بن

    سرجس، جُوَیریه دختر حارث، حسن بصری، احمد، اسحاق، مالک، اوزاعی، شافعی در یکی از اقوال و داود ظاهری، قایل به این ددیگاه هستند.

    ادله ی این گروه:

    الف- حدیثِ « پیامبر صلی الله علیه و سلم مردان را از وضو گرفتن با آبی که زنان با آن، وضو گرفته اند نهی کرد» ( ابو داود، ترمذی، نسائی و ...).

    ب- فرموده علی بن ابی طالب: « پیامبر صلی الله علیه و سلم و همسرانش در یک ظرف، غسل می گرفتند اما از باقی مانده ی همدیگر، استفاده نمی کردند» ( آلبانی این حدیث را ضعیف دانسته).

    ج- حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم: « هیچ کدام از شما در حالی که جنُب است در آب راکد، غسل نکند» ( مسلم).

    د- پیامبر صلی الله علیه و سلم نهی کردند که « زن به وسیله پسماند مرد و مرد به وسیله پسماند زن، غسل کند» ( ابو داود و نسائی).

     

    ترجیح این دو مسأله:

     دیدگاهِ اوّل از  ادلّه ی محکمتر و دقّت نظر بیشتری برخوردار است. البتّه بسیاری از علما فرموده اند: باید ادلّه ی هر دو گروه، مورد نظر قرار گرفته و گفته شود: از جانب احتیاط، بهتر آن است که شخص برای وضو و غسل، آبی را استفاده کند که پیشتر موردِ استفاده، قرار نگرفته است. اما از حیث دلیل، دلیلِ محکمی بر نجس بودن بقایای آبی که در وضو و غسل، استعمال شده وجود ندارد واللهُ أعلم.

  • پاسخ: حکم جمع کردن و استفاده ی دوباره از آبی که در وضو به کار رفته است، چیست؟
    وەڵام: 

    علما در این زمینه بر دو دیدگاه هستند:

     

    1-دیدگاه اول: این آب، پاک و پاک کننده است. علی بن ابی طالب، ابن عمر و ابو امامه و همچنین مالک، شافعی در یک روایت، احمد، ابن حزم، ابن المنذر و ابن تیمیه، قائل به این دیدگاه هستند.

     

    ادله این گروه:

     

    الف- اصل، این است که آب، پاک است و چیزی آن را نجس نمی کند همانگونه که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: « آب، پاکیزه است و چیزی آن را نجس نمی کند» ( ابو داود، ترمذی و ...) مگر اینکه طعم یا رنگِ آب، عوض شود به صورتی که نتوان آن را آب مطلق نامید.

    ب- در احادیث، ثابت شده که اصحاب، آبی که پیامبر صلی الله علیه و سلم در وضو به کار گرفته بود را مورد استفاده ی مجدّد قرار می دادند ( بخاری و احمد).

    ج- فرموده ابن عمر: « در زمان پیامبر صلی الله علیه و سلم، زن و مرد با هم وضو می گرفتند» ( مسلم)

    د- حدیث ابو داود: « پیامبر صلی الله علیه و سلم با آبی که بر روی دستشان باقی مانده بود، مسحِ سر کردند».

    ه- ابن المنذر، اجماع علما را نقل می کند بر پاکیزگیِ آب چکیده از وضو و غسل.

     

    2- دیدگاه دوم: این آب، پاکیزه نیست و نباید مورد استفاده ی مجدّد، قرار گیرد.

     

    دلیل این گروه:

     

    حدیث حُمَید حَمیری: « پیامبر صلی الله علیه و سلم نهی کردند که زن با پسماند مرد و مرد با پسماند زن، غسل بگیرد» ( ابو داود و ابن حجر این حدیث را صحیح دانسته اند و برخی از علما از جمله نووی، آن را

    تضعیف کرده اند)

    ابن حجر می فرماید: دلایل گروهِ مقابل نیز، مانند حدیث حمید حمیری، صحیح است پس مشخص می شود این حدیث، برای پاکیزگی و طهارتِ بیشتر است.

     

    ترجیح مسأله:

     

     دیدگاهِ اوّل از ادلّه‌ی محکمتر و دقّت نظر بیشتری برخوردار است. البتّه بسیاری از علما فرموده‌اند: باید ادلّه‌ی هر دو گروه، مورد نظر قرار گرفته و گفته شود: از جانب احتیاط، بهتر آن است که شخص برای وضو ، آبی را استفاده کند که پیشتر موردِ استفاده، قرار نگرفته است. اما از حیث دلیل، دلیلِ محکمی بر نجس بودن بقایای آبی که در وضو ، استعمال شده وجود ندارد واللهُ أعلم.

     

  • پاسخ: حکم خوردن جانداران دریایی چیست؟
    وەڵام: 

    قدر مورد اتّفاق میان فقهاء، این است که آب دریا، پاک و پاک کننده و مرادار آن، حلال و مباح است. دلیل این مسأله، فرموده ی پیامبر – علیه الصلاة والسلام- است که در پاسخ سؤالی در مورد آب دریا فرمودند : « هُو الطَّهُورُ ماؤُهُ الحِلُّ مَیتَتُهُ»؛ « آب دریا، پاک و پاک کننده و مردار آن، حلال است».

     

    اما در مورد اینکه مرادِ حدیث از « مردارِ دریا» چیست و کدام یک از جانداران دریایی را شامل می شود میان فقهاء، اختلاف وجود دارد. به طور کلّی فقهاء در این زمینه بر سه دیدگاه هستند:

     

    1-دیدگاه اول: امام ابو حنیفه بر آن است که خوردن هیچ یک از جانداران دریایی جز ماهی، حلال نیست. یعنی طبق دیدگاه ابو حنیفه، مراد از « مردار دریا» در حدیث، تنها ماهی است.

     

    2- دیدگاه دوم: امام احمد، قایل به آن است که همه جانداران دریایی جز قورباغه، مارماهی و تمساح، حلال گوشت هستند. علت تحریم خوردن این جانداران این است که اولا- خوردن قورباغه و مارماهی از جمله مواردی است که با طبیعت بشر، همسویی ندارد و ثانیا- تمساح از جمله ی درندگان است و خوردنش حلال نیست.

     

    3- دیدگاه سوم: امام مالک و امام شافعی بر آنند که خوردن همه جانداران دریایی، حلال و فاقد اشکال است. حجتِ مالک و شافعی، آیه « أحِلَّ لکم صیدُ البحرِ و طعامُهُ» است؛ یعنی « آنچه از دریا صید می شود و طعام آن برای شما، حلال است».

     

    ترجیح: راجحترین دیدگاه، دیدگاه سوم است. یعنی با استناد به آیه شریفه و حدیث مذکور، همه ی جانداران دریایی، حلال هستند واللهُ أعلم.

  • پاسخ: یا جایز است که در دانشگاه‌های ایران درس بخوانیم درحالی‌که دختران و پسران باهم درس می‌خوانند؟
    وەڵام: 

    بِسْمِ اللّهِ الْحَمْدُ لِلَّه وَالصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلَی رَسُولِ اللە وَعَلَی آلِهِ وَ صَحبِه وَمَنْ والاە... . متأسفانه هنوز در ایران دختران وپسران در دانشگاه‌ها به صورت مختلط درس می‌خوانند. این سیما و صفت کشورهای کافر است که با هجوم استعماری خود به کشورهای مسلمان آوردند. قطعاً این اختلاط منکر است، زیرا که مخالف فرمان خداوند متعال بوده که اجازه اختلاط زن و مرد را نداده و بالعکس به هر دو جنس فرمان داده است که نگاه و نظر خود را کنترل کنند، همچنان که می‌فرماید:

     

     (قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ  ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ إِنَّ اللَّـهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ * وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا...) النور/٣٠-٣١

     

    بر این اساس حتماً این اختلاط منکر و حرام است. آن کسانی که به این اختلاط اجازه داده‌اند و آن را به قانون تبدیل کرده‌اند مرتکب گناه بسیار بزرگی شده‌اند؛ اما تحصیل در دانشگاه ضرورتی است که یک‌یک افراد جامعه به آن نیاز دارند؛ بنابراین بر فرد مسلمان واجب است که اگر به دانشگاه می‌رود چند نکته دینی را مد نظر قرار دهد:

     

    1- نیت وی از تحصیل، یادگیری باشد که بعدها بتواند به خاطر رضایت الله متعال خدمتی بهتر (به خود و جامعه) کند.

     

    2- لباس شرعی بپوشد و دنبال مدهای لباس و ظاهر جاهلی نیافتد.

     

    3- تا می‌تواند از اختلاط و مجالسه جنس مخالف دوری گزیند.

     

     

    4- در صورت ضرورت با جنس مخالف حرف بزند. اگر هم نیاز به بحث و گفتگو بود، به اندازه مورد نیاز و به صورتی که حیاء و شکوهمندی مسلمانی خود را بپرهیزد با طرف مقابل حرف بزند.

     

    5- همیشه به یاد داشته باشد که برای تحصیل به آن مکان آمده است، که در غیر این صورت رفتن به دانشگاه برایش جایز نمی‌بود. به همین خاطر با تمام شدن کلاس و درس، در دانشگاه نماند.

     

     

    6- همیشه به این مورد توجه داشته باشد که به ضعف ایمان و پایبندی دینی مبتلا نشود. که در این صورت دست کشیدن از تحصیل در آن زمان و مکان برایش بهتر است و الله اعلم.

     

    وَصَلَّى اللَّه عَلَى سَيِّدنَا مُحَمَّد وَعَلَى آله وَصَحْبه وَسَلَّمَ تَسْلِيمًا

     

     از طرف جناب ماموستا کریکار پاسخ داده شده است.

  • پاسخ: آیا نمازخواندن پشت صوفی که می‌دانیم مرتکب شرک اکبر می‌شود جایز است؟
    وەڵام: 

    بِسْمِ اللّهِ الْحَمْدُ لِلَّه وَالصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلَی رَسُولِ اللە وَعَلَی آلِهِ وَ صَحبِه وَمَنْ والاە... .

    باید بدانیم وقتی که گفته می‌شود شخصی صوفی است، صفت‌ها،حالات و رفتارهای زیادی با هم اشتباه گرفته میشوند، بنابراین:

    هر کسی که:

    باور داشته باشد که غیر خداوند بزرگ در حالت غیب و نبودن، به مردم سود یا نفع می‌رساند،

    یا به قبور و مرقدها و نذرگاه ها می‌رود و از مردگان التماس می‌کند که به او سود برسانند یا زیانی را از وی دور کنند،

    یا کسی این‌گونه بیاندیشد که شیخی چون با خداوند قاطی شده پس بسیار مبارک و بزرگ است، یا چنین بپندارد که یک شیخ زنده یا مرده اولیاء است و از غیب می‌داند یا از دور از حال و احوال مریدانش باخبر است،

    یا چنین فکر کند که شیخی یا کسی دیگر معصوم و گناهی مرتکب نشده است، یا باور داشته باشد که (مقام) آن اوراد و دعایی که می‌خواند از قرآن بزرگ‌تر هستند یا مثل آن هستند و همانند آن (با خواندنشان) پاداش دارد،

     
    یا هرکسی که به چنین چیزهایی از این قبیل ایمان داشته باشد...این فرد کافر است و نمازخواندن پشت وی جایز نیست و بلکه باید از امامت برداشته شود.

     
    اما هرکسی که به توسل باور داشته باشد و می‌گوید،"اگر بگوییم خدایا به خاطر پیامبرت علیه الصلاه والسلام این سود را به من برسان یا این زیان را از من دور گردان"، یا در عبادات وی بدعتی هست ، این چنین شخصی هم بهتر است که پشت وی نماز خوانده نشود و هجر گردد، مگر امام یا خطیب مسجدی در منطقه‌ای باشد که مسلمانان آن منطقه مسجد،امام و خطیبی ديگر با عقیده بهتر را پیدا نکنند، در این حالات نبایستی از نمازخواندن پشت این فرد دست کشیده شود، چون که این حالت نماز جماعت را در مسجد ضایع می‌کند و الله اعلم .

    وَصَلَّى اللَّه عَلَى سَيِّدنَا مُحَمَّد وَعَلَى آله وَصَحْبه وَسَلَّمَ تَسْلِيمًا

     از طرف جناب ماموستا کریکار پاسخ داده شده است.

  •  1  
احزاب اسلامی کردستان عراق اخوان المسلمین انواع آبها اهمیت جایگاه امام جماعت اهمیت طهارت بابەتەکانی ماڵپەڕ بانگ بانگ و قامەت بانگەواز باوەڕ بنەما عەقائیدییەکان پیسی پەرستن تاریخ تاقیكردنه‌وه‌ تفسیر سوره الممتحنه ته‌سبیحات تۆبەکردن جاهیلییه‌ت جۆر و یاساکانی ئاو جۆره‌كانی هاوبه‌ش دانان جۆرەکانی ئاو چەند توێژینەوەیەک حیكمه‌ته‌كانی ڕۆژوو حەج و عومرە خانواده خودا خولع دموکراسی دنیاخواهی ده‌وڵه‌تی عوسمانی ره‌مه‌زان ڕۆژوو زادی زادی فارسی زانكۆی زادی زیکر زەکات سلفیت سنتهای فطری سه‌یید قوتب سوره‌تی (المجادلة) سوننه‌ت شارستانییه‌ت شەرمکردن شەوی قەدر طاغوت طهارت عبدالقادری ته‌وحیدی غه‌یب فقه فکر اسلامی فورات قضای حاجت قورئان کردەوەی چاک لە خۆپرسینەوە مامۆستا كرێكار محمد عبدالله دراز مقدسات اسلام مه‌بده‌ء مه‌تنی جه‌زه‌ری مەعازەی کچی عبدالله ناسین ناوه‌ جوانه‌كانی خوای گه‌وره‌ ناوەکانی خودا نجاست نووری ڕێ نوێژ هاوبه‌ش دانان هجرت وضو یاد ئادابی قورئان خوێندن یادی خوا ئاسمان ئامادەیی ئامەدی ئیسلامی یه‌كتاپه‌رستی ئیسلام یەکتاپەرستی
نشر مطالب با ذکر منبع بلا مانع می‌ّباشد.