فکر اسلامی

ما کیستیم؟ ( مقاله 4: کوردستانی هستیم)

کوردستانی هستیم:

کوردستانی از نظر لغوی عبارتست از هر چیزی که منسوب یا متعلّق به کوردستان باشد. امّا از نظر اصطلاحی وقتی گفته می­شود: گروهی کوردستانی، مراد این است که زمینه و مجال فعالیتشان در کوردستان است. ما که اکنون جنبشی نوین اسلامی را تشکیل داده­ایم معتقدیم کوردستان، میدان عمل ماست؛ چه آنکه خود کورد هستیم و مردم کوردمان بهتر و آسانتر سخنانمان را درک و فهم می­کند و ملّتمان، شایسته­ترین ملّتی است که باید ابتدا تفکّرمان را به وی برسانیم تا او را تفهیم و توجیه نماییم؛ زیرا خداوند بزرگ می­فرماید: « وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ..» [ابراهیم: 4] یعنی « هر پیامبری را که فرستاده­ایم با زبان قوم خود بوده است تا برایی آنان روشن سازد..». آنچه گفته شد ناظر به مردمی است که ما بینش و دیدگاه خود را برای آنان، روشن می­نماییم. امّا به­عنوان دفاع و برداشتن ظلم و ستمی که بر ملّتمان روا دیده شده و بیش از صد سال است توسّط سیستم و مجرمان عرب، ترک، فارس و بعدها توسّط بریتانیا و آمریکای غاصب، متوجّهِ آنان شده است ما عَرضه­ی بینش خود به ملّتمان را فرضی شرعی و خصلتی جوانمردانه می­دانیم که آن را از اجداد مسلمان خویش که مایه­ی افتخار ما هستند وام گرفته­ایم.

   ما معتقدیم پس از آنکه مردم خودمان دیدگاه و بینش و رفتارمان را پذیرفتند و نیرویشان را با ما همگام کردند می­توانیم زودتر حرکت گروهی و اجتماعیمان را به جایگاهی برسانیم که بتواند شرایط همگان را به سوی ایجاد دار الاسلام در بخشی از کوردستان یا همه­ی آن پیش ببرد.

   تا زمانی­که خود و ملّتمان را به این سرمقصد برسانیم از همه­ی مطالبینی که به شیوه­ای شرعی، حقوق کورد را مطالبه کنند حمایت می­نماییم. ما از این رویکرد و با توجّه به اینکه نسل نوین کوردها، سیستم ولایات اسلامی را تجربه نکرده است حاکمیّت سیستم فدرالی را برای تمام بخشهای کوردستان که بدون رضایت مردم کورد به سرزمین‌های بیگانه، تقدیم شده مناسب می­دانیم. هرچند چنانکه ما در مطالعاتمان به آن رسیده­ایم سیستم فدرالی در قیاس با سیستم ولایات اسلامی در مرتبه­ی پایینتری قرار دارد.

   ما ملّی­گرا نیستیم حاشا و لله! زیرا ملّی­گرایی حرکتی ضدّ دینی بود که در اروپا و علیه امپراطوری کاتولیک سر برافراشت که ده­ها متفکّر و پیشوای سکولار در رأس آن بودند؛ مانند ماتزینی که وی را پیامبر ملّی می­گویند. این حرکت در نتیجه­ی یک تهاجم در نیمه­ی سده­ی هجدهم به میان مسلمانان راه یافت؛ همچون مارکسیسم سابق و دموکراسی و حقوق­بشر امروز که همچون آفتی فکری، توسّط دشمنان اسلام، رواج داده شد به این امید که اسلام مانند مسیحیت اروپا کنار گذاشته شود و نتواند مانعی در راه آنان باشد. آن زمان، دوره­ی شقاوت استعمار بود همچنانکه امروز دوره­ی شقاوت جهانی­سازی آمریکاست. حرکت‌های ملّی در میان ملّت‌های مسلمان، مغرضانه شروع به دشمنی با اسلام کردند ! این دشمنی به دلیل شخصیّت ملّا مصطفی بارزانی در کوردستان به تأخیر افتاد؛ زیرا وی آخرین دانه­ی خوشه­ی رهبران میهنی کاریزماتیک بود. پس از وی، رهبران حرکت‌های آزادی­خواهی کورد آشکارا سکولار و لائیک شدند. از این روست که ما دیدیم در زمان قیام ایلول (1961 تا 1975) حتّی حزب کمونیست عراقی نیز آشکارا با اسلام به دشمنی نمی­پرداخت؛ بر خلاف آنچه در قیام‌های بعدی مانند اتحادیه­ی میهنی (یَکیَتی)، پارت دموکرات (پارتی)، پ.ک..ک، کومَله و دموکرات، مشاهده نمودیم. این پنج حزب و همانندشان تا امروز مخالفت با اسلام را روش و وظیفه­ی حزبی خود و بخش اصلی قیامشان می­دانند؛ زیرا اینان از روزی که سر بلند کرده­اند سکولار بوده­اند و این گمان باطل که گویا اسلام، سبب عقب­افتادگی کوردهاست نزد آنان به یک حقیقت، تبدیل شده است! از این روست که گویا آزادسازی کورد و آزادی کوردستان، نابودسازی و انهدام اسلام را می­طلبد اگر این امر، میسّر باشد! این، حقیقتی است که ما به آن، اطمینان کامل داریم.

   امّا با این وجود اگر این احزاب کوردستانیِ انقلابی نبودند چه بسا کورد، محو می­شد والله أعلم! زیرا حرکت‌های ملّی و سکولار کینه­توز ترک، عرب و فارس خیلی زود به قدرت رسیدند و در سال 1925 هر سه موجودیّت ملّی و سپاه میهنی را در دست گرفته بودند. در همین سال بود که جمیل مَدفعی وزیر دفاع عراق به سلیمانیّه آمد و تهدید به کشتار کوردها نمود! همه­ی حکومت‌های غاصب بلافاصله منکر همه­ی حقوق کوردها شدند! اگرچه حرکت ملّی کوردها پیش از حرکت ملّی آنان در زمان عبدالله جودَت، آغاز شده بود که همچون استادش نامق کامل، نسبت به ترک‌ها احساس نژادپرستی داشت و شاگرد غیرمستقیم مونتسکیو به حساب می­آمد.

   ما مسلمانان و اسلامیان کورد نباید منکر شویم که قیام پارت دموکرات و اتّحادیه­ی میهنی پس از فضل خداوند بزرگ، عامل وجود وضعیتی هستند که اکنون در جنوب (کوردستان) وجود دارد.[1] این میدان، میدان برآورد و مقایسه نیست که ما در آن حاکمیت پارت دموکرات و اتحادیه­ی میهنی را با حاکمیت ظالمانه­ی حکومت‌های غاصب ترک، عرب و فارس در این سده­ی گذشته، مقایسه کنیم! حتّی شایسته نیست که ما بگوییم حاکمیت 25 سال گذشته­ی جنوب کوردستان و پس از سال 1991 با یک سال حاکمیت صدّام حسین، قابل مقایسه است. اگرچه دیدگاه و بینش و قانون هر دو طرف، سکولاریزم و کفر است؛ زیرا مبارزه­ی رژیم‌های اشغالگر هم مبارزه برای کفر بود و هم برای فرو ریختن بنیاد کوردها؛ امّا مبارزه­ی پارت دموکرات و اتّحادیه­ی میهنی با هدف تضعیف سازماندهی سیاسی اسلامیان کورد، صورت می­گرفت. به هیچ طریقه­ای جنگ صد ساله­ی همسایه­های اشغالگر ما قابل مقایسه با جنگ پارت دموکرات و اتحادیه میهنی علیه ما نیست. در پنج حمله­ای که در جنگ نُه­ساله­ی اتحادیه­ی میهنی علیه حرکت اسلامیمان صورت گرفت دو هزار نفر از افراد ما به شهادت رسیدند امّا در شش­ساعت حمله­ی شیمیایی حلبچه، پنج هزار نفر از ملّت مسلمان دیندارمان شهید شدند.

   ما از این رویکرد است که کوردستانی هستیم. اگرچه بیش از سی­سال است به شکل‌ها و اندازه­های مختلف و در مکان‌ها و زمان‌های گوناگون توسط پارت دموکرات و اتحادیه­ی میهنی بر ما ظلم، روا دیده می­شود امّا هرگز اسلامیان کورد در این اندیشه نبوده­اند که نیروی نظامی رژیم‌های غاصب را علیه آنان به میدان بیاورند؛ اگرچه از بینش و طریقه­ی کفریشان، اطمینان کامل داشتیم. علّت این امر، آن نیست که ما بر دینمان، معامله کرده باشیم؛ خیر ! امّا دانسته­ایم که ما و آنان در جبهه­ای واحد علیه اشغالگران بی­رحم و غاصب هستیم. از این رو ما شکیبایی بر ظلم‌های پارت دموکرات و اتّحادیه­ی میهنی را بهتر و مدبّرانه­تر از همکاری­کردن با ترکیه، عراق، سوریه و ایران علیه پارتی و اتحادیه میهنی می­دانستیم؛ زیرا ما با این دو حزب، وجه اشتراک داشتیم و اکنون نیز داریم امّا با اشغالگران کوردستان هیچ نقطه­ی مشترکی نداریم و معتقدیم نمی­توانیم از نظر سیاسی به شیوه­ی ماکیاولیسم[2] عمل کنیم؛ زیرا ماکایاولیسم به منزله­ی سرافکندگی و شکست دینمان است.

   وقتی می­گوییم جنبشی کوردستانی هستیم یعنی در دفاع از حقوق ملّتمان اگر از پارت دموکرات و اتّحادیه­ی میهنی، بالاتر نباشیم پایینتر نیستیم. از همین رویکرد بود که حرکت اسلامیمان به اتّفاق نظر فرماندهانمان در همه­ی کنگره­ها و مجامع بین­المللی که پیش از سرنگونی صدّام، برگزار می­شد با پارت دموکرات و اتّحادیه­ی میهنی، هم­رأی و هم­نظر بود؛ مانند کنگره­ی وین، بیروت و صلاح­الدّین. ما بر اجرا و تطبیق نظام فدرالی در کوردستان، متّفق بودیم. ما در دوره­ی حرکت اسلامی که بیش از پنج شهر و صدها روستا را در اختیار داشت هرگز روزی از روزها پرچم یکی از احزاب کوردستانی را پایین نیاوردیم! در پایتختمان حلبچه، پرچم حزب کمونیست عراقی از پرچم حرکت (بزووتنه وه) بلندتر بود و نیروی هیچ حزبی نزد ما اسیر نبود! این درحالی بود که همزمان اعضای ما نزد پارتی و دموکرات، شکنجه می­شد !

   اسلامیان کورد پیوسته ترقّی و پیشرفت کورد و کوردستان را در نظر داشتند و اکنون نیز چنین هستند؛ امّا پارت دموکرات و اتّحادیه­ی میهنی ناسپاس بودند! آنان هیچ حرمتی برای این همه شهید ما که اعدام شدند و یا در جبهه­های جنگ و جهاد علیه رژیم بعث به شهادت رسیدند قایل نبودند و همواره برای نابودی و پراکندگی ما می­کوشیدند! ولی ما تعادل خود را حفظ کردیم و خود را در دامان سیاسی و نظامی هیچ نیروی داخلی یا خارجی نیانداختیم که همان موقع و اکنون نیز، امری آسان بوده و هست. کاری که پارت دموکرات و اتّحادیه­ی میهنی ده­ها بار تحت عنوان دیپلوماسی، آن را انجام داده­اند. ما اعضای جنبش نمی­خواهیم این تعادل را از دست بدهیم. ما نمی­خواهیم هیچ نیروی خارجی یا داخلی ما را چون مترسک در اختیار بگیرد و به وسیله­ی ما حزبی کوردستانی را بترساند؛ مانند ایران که می­خواست اتّحادیه را به­وسیله­ی حرکت اسلامی بترساند . اکنون نیز می­خواهد به­وسیله­ی برخی احزاب اسلامی، پارت دموکرات را هراسان نماید. ما می­توانیم همراه با تک­تک احزاب میهنی خودمان سر کنیم امّا هرگز نمی­توانیم نقطه­ی مشترکی را میان خود و هیچ حزب خارجی­ای بیابیم.

   ما جنبشیان باید از مواضع حزب سیاسی کوردی­ای حمایت کنیم که معتقدیم پیشرفت و ارتقای ملّتمان را به­دنبال دارد. امّا محال و غیرممکن است که ما بر شهادت دینیمان، معامله کنیم و به کفر بودن بینش و طریقه­­یشان اقرار ننماییم. ما به­مدّت هشت سال از شکل­گیری و مواضع حرکت تغییر (کوردی: گوران) پشتیبانی کردیم؛ زیرا معتقد بودیم که وجود سه حزب در رأس قدرت ملّی، بهتر از انحصارطلبی پارت دموکرات و اتّحادیه­ی میهنی است. در همان دوره اتّحاد اسلامی ، جماعت اسلامی  و حرکت اسلامی روی­هم­رفته - اگرچه متّحد و متّفق هم نبودند - به­اندازه­ی پیروان تغییر، جرأت و بینش اصلاح­طلبی نداشتند. ما برای کاهش نفوذ بی­قانونی پارتی و اتّحادیه میهنی از حرکت تغییر، پشتیبانی کردیم. ما معتقد بودیم تغییر هنوز دارای پتانسیلی قومی است و می­تواند وضعیّت فاسدِ ریشه­داری که توسط حکومت‌های پیاپی پارت دموکرات و اتّحادیه­ی میهنی به­وجود آمده بود را اندکی بلرزاند. معتقدیم به هنگام نبودِ حرکت واقعی اعتقادی و امّتیِ مستقل، وظیفه­ای شرعی است که از بدتر شدن وضعیت، جلوگیری شود. در این­گونه مواقع حمایت از تلاشی که نوعی دگرگونی مثبت را تحقّق بخشد را ناروا نمی­دانیم چه برسد به اینکه آن را حرام به­حساب بیاوریم. هیچ شکّی وجود ندارد که حمایت ما از حرکت تغییر، از شدّت برخی مواضع دشمنانه­ی پارت و اتّحادیه کاست که با حمایت اشغال و احتلال به فرعون یگانه، تبدیل شده و همه­ی حدّ و مرزهای بشری اسلامیان ما را زیر پا گذاشته بودند. همه­ی ما دیدیم که ممکن است اسلامگراها و حزبی معتدل قومی ( یا بهتر بگوییم: میهنی) چون تغییر (گوران) بتواند در مقابل قدرت حکومتیِ پارت دمکرات کردستان  و اتّحادیه‌ی میهنی ، قد علم کند و آنان را به ایجاد دگرگونی وا دارد. سیاستمداران احزاب و همچنین خود حرکت تغییر نیز اثربخشی و کارایی اسلامیان نزدیک به خود و جنبش ما را احساس کردند؛ آنان دانستند که ما می­توانیم از این فاصله­ی دور نیز بر وضعیّت سیاسی تحت سیطره­ی اشغال نیز اثر بگذاریم؛ هرچند بیشتر افراد ما در اروپا و درگیر دادگاه و اسارت و زندان بودیم.

   این، موضعی سیاسی است و به­هیچ شیوه ارتباطی با ولاء ندارد؛ زیرا ما می­دانیم که حرکت تغییر، اسلامی نیست و خود آنان نیز چنین ادّعایی ندارند امّا جنبانیدن گرداب کدری که فعالان کورد در زیر سایه­ی اشغالگران، ساخته بودند چنین موضعی را اقتضا می­کرد. اگر احزاب اسلامی کوردستان از میزان اثرگذاری‌ای چون حرکت تغییر، برخوردار می­بودند آنگاه رأی دادن به حرکت تغییر، حرام می­بود. با این وجود ما نه به دموکراسی باور داریم نه به مجلس و قدرت موجود و نه به انتخابات و آنچه در نتیجه­ی آن، حاصل می­گردد؛ زیرا سرزمین کوردستان، سرزمین شبه­نظامیان است و بعید است به نظامی سازماندهی­یافته و قانون­مدار بدل گردد. از این رو هیچ امیدی به بینش، حرکت و موضع پارت دموکرات و اتحادیه میهنی نیست که جز این فساد فکری، سیاسی، اقتصادی و ارزشی، نتیجه­ی دیگری را در برداشته باشد؛ زیرا غربِ استعمار و استکبار هرگز اجازه نمی­دهد هیچ گونه سیما و صفتِ جوهری دموکراسی و پیشرفت در سرزمینهای مسلمان، نمود بیابد! برای مثال، مصر که از سال‌های آخر قرن نوزدهم، حزب سیاسی و مجلس دارد امّا هنوز هم در آنجا انقلاب نظامی می­شود !!



[1] - چنانکه پیشتر اشاره شد مراد این است که اگر این احزاب نبودند چه بسا موجودیت کوردی به کلّی از میان می­رفت!

[2]- ماکیاولیسم Machiavellism)) عبارت است از مجموعه اصول و روش‌های دستوری که نیکولو ماکیاولی سیاست‌مدار و فیلسوف ایتالیایی (۱۴۶۹-۱۵۲۷) برای زمامداری و حکومت بر مردم ارائه داد. ماکیاولی هدف عمل سیاسی را دستیابی به قدرت دانسته و بنابراین، آن را محدود به هیچ حکم اخلاقی نمی‌داند و در نتیجه به کار بردن هر وسیله‌ای را در سیاست، برای پیشبرد اهداف مجاز می‌شمارد و بدین گونه سیاست را به کلی از اخلاق جدا می‌داند.

110 جار خوێندراوه‌ته‌وه‌
04/03/2019
احزاب اسلامی کردستان عراق اخوان المسلمین انواع آبها اهمیت جایگاه امام جماعت اهمیت طهارت بابەتەکانی ماڵپەڕ بانگ بانگ و قامەت بانگەواز باوەڕ بنەما عەقائیدییەکان پیسی پەرستن تاریخ تاقیكردنه‌وه‌ تفسیر سوره الممتحنه ته‌سبیحات تۆبەکردن جاهیلییه‌ت جۆر و یاساکانی ئاو جۆره‌كانی هاوبه‌ش دانان جۆرەکانی ئاو چەند توێژینەوەیەک حیكمه‌ته‌كانی ڕۆژوو حەج و عومرە خانواده خودا خولع دموکراسی دنیاخواهی ده‌وڵه‌تی عوسمانی ره‌مه‌زان ڕۆژوو زادی زادی فارسی زانكۆی زادی زیکر زەکات سلفیت سنتهای فطری سه‌یید قوتب سوره‌تی (المجادلة) سوننه‌ت شارستانییه‌ت شەرمکردن شەوی قەدر طاغوت طهارت عبدالقادری ته‌وحیدی غه‌یب فقه فکر اسلامی فورات قضای حاجت قورئان کردەوەی چاک لە خۆپرسینەوە مامۆستا كرێكار محمد عبدالله دراز مقدسات اسلام مه‌بده‌ء مه‌تنی جه‌زه‌ری مەعازەی کچی عبدالله ناسین ناوه‌ جوانه‌كانی خوای گه‌وره‌ ناوەکانی خودا نجاست نووری ڕێ نوێژ هاوبه‌ش دانان هجرت وضو یاد ئادابی قورئان خوێندن یادی خوا ئاسمان ئامادەیی ئامەدی ئیسلامی یه‌كتاپه‌رستی ئیسلام یەکتاپەرستی
نشر مطالب با ذکر منبع بلا مانع می‌ّباشد.