فکر اسلامی

ما کیستیم؟ ( مقاله 6: امت مسلمان)

اسلام، دینِ امّتی است

( امّت مسلمان )

باور و ایمان اسلامی که به اعتقاد تک­تک مسلمانان، تبدیل شده است مقتضیِ آن است که به عنوان بینش و دیدگاه حرکت کار گروهی، قرار داده شود تا دیدگاه و بینش مذکور را در قالب یک سازمان و حرکت اجتماعی به صورت عملی به نمایش بگذارد. این، همان توده مردمی است که به دین، راضی شده و تسلیم آن گشته­اند، همان مکانیزم و ساز و کاری است که اسلام آن را « امّت مسلمان» نامیده است. این اصطلاح مرادف با « امّت اسلامی» نیست بلکه دو اصطلاح جداگانه هستند. اصطلاح اول (امّت مسلمان)، اعتقادی است و به دیدگاه و منهج اعتقادی، مربوط است اما اصطلاح دوم ( امّت اسلامی)، جغرافیایی است و مربوط به مرز جغرافیایی کشورها می­باشد. اصطلاح اول، قرآنی و اصطلاح دوم، استعماری است.

 

امّت:

 واژه­ای عربی است که پیش از ظهور اسلام نیز کاربرد داشته است اما در قرآن به عنوان اصطلاحی خاصّ به کار رفته که معانی گذشته را نیز در برگرفته و عبارتست از « شخص، پیام و فعالیت گروهی». در ترجمه اصطلاح «امّت» نباید اصطلاح « ملتّ (یا نژاد)» به کار برده شود؛ زیرا در زبان عربی قوم، شعب و أمّة سه واژه مختلف هستند. اصطلاح امّت در آیات مدَنی قرآن به کار رفته است و این پس از آن بود که رشد و نشو و نمای فعالیت گروهی صحابه و حرکت دگرگون­سازی آنان به وسیله دین به سطح مشخص و قابل توجهی رسید. این بخشی از تکمیل کردن دین اسلام بود؛ تکمیل اصطلاحات دین، امّت و حرکت.

قوم:

 اصطلاحی است که معادل انگلیسی آن «people» می­باشد؛ معنی آن خون، خویشاوندی و قرابت است.

زیرا زمانی که قوم، شکل گرفت بشر در دایره­ی وابستگی خونی و نژادی، فعالیت و تکاپوی می­کرد. زندگی بشر آن زمان، زندگی دامداری و شبانی و کوچ­نشینی افراد، خانواده­ها و طوایف بود. تمامی افراد یک طایفه و عشیره، دست در دست هم می­گذاشتند و رفت و آمد می­کردند؛ در اینجا می­زیستند و به آنجا می­رفتند.

   اصطلاح ملّت (الشعب در عربی و گهل در کوردی) که در انگلیسی «nation» گفته می­شود معنایی جغرافیایی در بر دارد؛ مراد از آن انتساب مردم به منطقه و سرزمین است. شکل­گیری این اصطلاح در زمانی بود که طوایف و عشیره­های مردمی در مرحله کشاورزی و کِشت و کار پا گذاشتند و باید در کنار زمین‌های زراعیشان می­ماندند. آنان می­بایست در نزدیکی کشتزارهایشان مستقر می­شدند تا بتوانند محصولاتشان را برداشت کنند. قدرت این ملّت‌ها بسته به کثرت اعضا، همبستگی و استحکام درونی و روح جنگندگی و فداکاری هر از گاهی در مناطق  مختلف، زیاد و کم می­شد.

   واژه نَتَوایَتی که کوردها آن را به کار می­برند ( معادل فارسی آن: ملّیّت) هرچند برگرفته از «قومیّت» عربی است اما به معنی « القوم» یا « الأمّة» در عربی نیست. این واژه، اصطلاحی است که برای تعبیر از حس ناسیونالیسمی ( بر اساس دیدگاه مدرسه ناسیونالیست آلمانی)، وضع شده که به­عنوان حرکتی اجتماعی از سوی ملت‌های اروپا از قرن شانزدهم، قد علم کرد و در سایه­ی آن مردمانی که دارای زبان، خاک و فرهنگ مشترک بودند خواهان برپایی دولت مختص به خود شدند.

   دیدگاه مدرسه ناسیونالیست فرانسوی چنین نبود. بلکه نزد این مدرسه، هم­میهنی و فرهنگ فرانسوی و محافظت از سرزمینشان به رکن بینش و حرکت اجتماعیشان بدل شده بود. از این روست که می­بینیم احمد بن بلا که رهبر الجزایر بود به عنوان شهروند فرانسه، محسوب می­شد!!  چه آنکه در دهه چهلم قرن گذشته در سپاه فرانسه، افسر بود. یا مشاهده می­کنیم که شخص، سنگالی است امّا نیروی تقویتی نظامی در جنگ جهانی دوم از فرانسه برای وی به سنگال، فرستاده می­شود! چنین امری در دیدگاه آلمانی، وجود ندارد؛ بر همین اساس یکی از شرایط دریافت تابعیت آلمانی، یادگیری زبان آنان است.

   کوردها از همان ابتدا تحت تأثیر مدرسه آلمانی، قرار گرفتند و هرآنچه در حرکت ناسیونالیستی آنان، رکن دیدگاه و بینش به حساب می­آمد نزد ملی­گراهای کورد نیز به رکن تبدیل شد؛ از آنجایی که کوردها خود دارای دولت مستقل نبودند و فاقد تابعیت رسمی بودند کسی به سرزمین آنان نمی­آمد تا به عنوان سرباز فعالیت کند و حق شهروندی­اش محل مناقشه و مذاکره، واقع شود.

151 جار خوێندراوه‌ته‌وه‌
04/03/2019
احزاب اسلامی کردستان عراق اخوان المسلمین انواع آبها اهمیت جایگاه امام جماعت اهمیت طهارت بابەتەکانی ماڵپەڕ بانگ بانگ و قامەت بانگەواز باوەڕ باوەڕ هێنان به‌ فریشته‌كان بنەما عەقائیدییەکان په‌یوه‌ندی فریشته‌كان به‌ مرۆڤه‌وه‌ پیسی پێناسەی دوعا پەرستن تاریخ تاقیكردنه‌وه‌ تفسیر سوره الممتحنه ته‌سبیحات تۆبەکردن جاهیلییه‌ت جۆر و یاساکانی ئاو جۆره‌كانی هاوبه‌ش دانان جۆرەکانی ئاو چەند توێژینەوەیەک حیكمه‌ت و سووده‌كانی دوعا حیكمه‌ته‌كانی ڕۆژوو حەج و عومرە خانواده خودا خولع دموکراسی دنیاخواهی ده‌وڵه‌تی عوسمانی ره‌مه‌زان ڕۆژوو زادی زادی فارسی زانكۆی زادی زیکر زەکات سلفیت سنتهای فطری سه‌یید قوتب سوره‌تی (المجادلة) سوننه‌ت سیفات و ئاکارەکانی فریشتە شارستانییه‌ت شەرمکردن شەوی قەدر طاغوت طهارت عبدالقادری ته‌وحیدی غه‌یب فریشته‌ فقه فکر اسلامی فورات قضای حاجت قورئان کاتی دوعا گیرابوون کردەوەی چاک گومان لەسەر دوعا لە خۆپرسینەوە مامۆستا كرێكار محمد عبدالله دراز مقدسات اسلام مه‌بده‌ء مه‌تنی جه‌زه‌ری مه‌رجه‌كانی گیرا بوونی دوعا مەعازەی کچی عبدالله ناسین ناوه‌ جوانه‌كانی خوای گه‌وره‌ ناوەکانی خودا نجاست نووری ڕێ نوێژ هاوبه‌ش دانان هجرت وضو یاد ئادابی دوعا كردن ئادابی قورئان خوێندن یادی خوا ئاسمان ئامادەیی ئامەدی ئیسلامی یه‌كتاپه‌رستی ئیسلام یەکتاپەرستی
نشر مطالب با ذکر منبع بلا مانع می‌ّباشد.