فکر اسلامی

ما کیستیم؟ ( مقاله 8: حرکت حکیمانه)

حرکت حکیمانه

( با حرکتی حکیمانه، جاهلیّت را دگرگون می­سازد )

 بزاو ( معادل حرکت در زبان فارسی):

 واژه­ای اصیلِ کوردی و به معنی تکان و جنبانیدن است. در زمینه فکر و سیاست، اصطلاحی است که معنای جنب­و­جوشی دسته جمعی و گروهی که دارای دیدگاه و بینش و منهج ویژه است را در بردارد. این حرکت (بزاو) می­تواند حرکتی فکری، سیاسی، دینی، اجتماعی یا هر نوع فکر و اندیشه دیگری باشد که گروهی از مردم آن را در پیش گرفته­اند. مهم، بودنِ یک برنامه و منهج خاص است که به عنوان مسیر و بینش جمعی از مردم، خود را نشان داده است به نحوی که بدان رضایت کامل دارند، برای آن می­زیَند و در راستای تربیت و پرورش آن اهداف و استراتژی خود را معیّن کرده­اند که این مسأله در مراحل فعالیت و موضعشان، آشکار می­گردد. نظر به همین مجموعه معنا و مباحث کلّی است که خداوند متعال در وصف سیدنا ابراهیم - علیه­السلام- می­فرماید: « ‏ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً » [النحل:20]؛ « ابراهیم یک امّت و پیشوا بود».

حکیمانه:

 به معنای شایسته و عُقَلایی به نحوی که یارای برابری با حقیقت و واقعیت موجود را داشته باشد.

   این جنبش، چنان حرکت حکیمانه­ای را ارائه می­دهد که به وسیله آن، جاهلیت موجود را متحوّل و دگرگون سازد.

حرکت حکیمانه:

عبارتست از جنبش و موضع مجموعه­ای از مردمان دارای برنامه و منهج. بنابراین، حرکت شایسته سه رکن اساسی دارد که وجود هرکدام بدون دیگری، غیر ممکن است:

1-­ وجود مجموعه­ای از مردم: که همگی بر دیدگاه و منهج ویژه و تعریف امور مختلف اطراف به توافق و اشتراک رسیده­اند. دیدگاه و بینش آنان باید مدرسه­ای فلسفی باشد همچنانکه لازم است بینشی دینی باشد. در تعریف و شناساندن امور اطراف، باید هستی، زندگی، بشر، فکر و اندیشه­های مختلف، عرف و عادت و ارزشهای اجتماعی، قدرت و نیروهای سیاسی مختلف جامعه، قدرت حکومت، رهبر حزب و طایفه، مفتی اعظم کشور و ... شناسانده شود. اشکالی ندارد که در این تعریف، تمامی این امور در نظر گرفته شود.

   این مجموعه مردم در شرایطی آزاد و با استقلال کامل، حقوق و وظایف و قدرت خویش را در ساختاری اداری، تعیین کرده­اند که روابط خود با همدیگر و با سایر افراد را بر اساس این حقوق، وظایف و قدرتها سامان داده­اند. این گروه تا آن اندازه به برنامه و موضع خود، راضی و قانع گشته­اند که همزمان با دریافت " روشنفکری اجتماعی"، حرکت خود را رشد می­دهند و فراوانتر و متنوّعتر می­شوند. بر مسیر و مقصدشان، مصرّتر شده و بیشتر با هم هماهنگ می­گردند. عکس این مسأله نیز، صدق می­کند.

2-­ وجود برنامه: این مجموعه اشخاص، دارای برنامه­ای هستند که در آن، بینش و رویکرد مختص خود را گنجانده­اند. آنان مجموعه­ای راهکار فکری، سیاسی و ارزشی ویژه دارند که می­خواهند اعضای خود را در راستای آن، پرورش دهند تا آنان را وسیله دگرگونی جامعه، قرار دهند و نیرو و توان همگان را جهت نیل به اهداف و مقاصد خویش، متحد سازند و برای محافظت از کیان و هستی خود و مقابله با جبهه خصومت­طلب مقابل، نیروی آنان را به چرخه  در آورند. برای مثال مجموعه مردمی که در این حرکت حکیمانه، جمع گشته­اند همگی اعتقاد واحدی در مورد معلومات و مجهولات دارند. دیدگاهشان در مورد تعریف زندگی، یکسان است و همگی باور مشترکی به ضرورت نیل به هدفشان دارند. همچنین آنان اعتقاد یکسانی به ارزشهای مشترکشان دارند که از فکر و اندیشه­یشان سرچشمه گرفته و بدان پایبند هستند. از این روست که بینش و منهج و حرکت و موضعشان را نیز یکسان و متحد، قرار داده­اند.  

3-­ وجود استراتژی: برنامه­ریزی استراتژیک به معنی تعیین هدف بلند این فعالیت گروهی و مسیر و مراحل مختلف کار است که باید اعضا و طرفداران آن را در پیش بگیرند تا بتوانند از یک سو چرخ نیروی همگان را در دایره­ی مجاهدت و تلاششان به حرکت در بیاورند و از سوی دیگر همگی بتوانند به صورت یکسان، حرکت و موضعشان را تعیین کنند.

   در برنامه استراتژیک باید هدف و مقصد بلندِ مذکور به روشنی در آن، تعیین و مشخّص گردد تا اعضا و مردمان دیگر نیز بدانند که این مجموعه همکار، می­خواهند به چه مقصدی دست بیابند و چگونه؟! همچنین باید در منهج و مجاهدتشان، چند مرحله را تعیین نمایند؛ برای مثال: مجاهدت سیاسی و مجاهدت نظامی. هرکدام از اینها نیز خود دارای مراحلی دیگر هستند؛ برای مثال در مرحله مجاهدت سیاسی، مرحله­ای به نام معرّفی خود و پرورش و تربیت اعضا وجود دارد که این مرحله پیش از شناساندن و معرّفی خود به جامعه و پویا کردن آنان، قرار گرفته است. مرحله مجاهدت نظامی نیز چنین است. هر مرحله نیز دارای مقصد و هدفی ویژه است که باید تحقّق یابد تا حرکت مشتمل بر فعالیت گروهی به مقصد بلند نهایی نزدیکتر شود.

   آنچه بیان شد حرکت فعالیت گروهی در کشوری فاقد سیستم و قانون همچون کوردستان است. بدون شک در کشورهای سازمان یافته، پیشرفته و قانون­مند نیازی به مرحله نظامی نیست. توضیحات سابق مربوط به مسأله استراتژی است.

   اما موضع، ممکن است فکری و اندیشه­یی باشد؛ مانند موضع دسته جمعی افراد فعال در کار گروهی در قبال مدارس مختلف موجود در جامعه، در قبال قدرت سیاسی حاکم، تحزّب، نظامی­گری و ... .  یا ممکن است موضعی سیاسی باشد در قبال انعقاد یک توافق یا لغو آن. همچنانکه می­تواند موضعی اجتماعی باشد؛ برای مثال "با توجّه به اینکه همه آنان معتقد به یک نوع فرهنگ و آداب و عرف اجتماعی و موازین اخلاقی هستند" همگان در مراسمات غم و شادی اجتماعی، یک نوع رفتار ابراز می­کنند؛ زیرا بر آنند که اعتقادشان به این منهج و بینش بر آنان واجب نموده که باید در رفتار و اخلاق اجتماعیشان چنین مواضعی را اتّخاذ کنند.

157 جار خوێندراوه‌ته‌وه‌
04/03/2019
احزاب اسلامی کردستان عراق اخوان المسلمین انواع آبها اهمیت جایگاه امام جماعت اهمیت طهارت بابەتەکانی ماڵپەڕ بانگ بانگ و قامەت بانگەواز باوەڕ باوەڕ هێنان به‌ فریشته‌كان بنەما عەقائیدییەکان په‌یوه‌ندی فریشته‌كان به‌ مرۆڤه‌وه‌ پیسی پێناسەی دوعا پەرستن تاریخ تاقیكردنه‌وه‌ تفسیر سوره الممتحنه ته‌سبیحات تۆبەکردن جاهیلییه‌ت جۆر و یاساکانی ئاو جۆره‌كانی هاوبه‌ش دانان جۆرەکانی ئاو چەند توێژینەوەیەک حیكمه‌ت و سووده‌كانی دوعا حیكمه‌ته‌كانی ڕۆژوو حەج و عومرە خانواده خودا خولع دموکراسی دنیاخواهی ده‌وڵه‌تی عوسمانی ره‌مه‌زان ڕۆژوو زادی زادی فارسی زانكۆی زادی زیکر زەکات سلفیت سنتهای فطری سه‌یید قوتب سوره‌تی (المجادلة) سوننه‌ت سیفات و ئاکارەکانی فریشتە شارستانییه‌ت شەرمکردن شەوی قەدر طاغوت طهارت عبدالقادری ته‌وحیدی غه‌یب فریشته‌ فقه فکر اسلامی فورات قضای حاجت قورئان کاتی دوعا گیرابوون کردەوەی چاک گومان لەسەر دوعا لە خۆپرسینەوە مامۆستا كرێكار محمد عبدالله دراز مقدسات اسلام مه‌بده‌ء مه‌تنی جه‌زه‌ری مه‌رجه‌كانی گیرا بوونی دوعا مەعازەی کچی عبدالله ناسین ناوه‌ جوانه‌كانی خوای گه‌وره‌ ناوەکانی خودا نجاست نووری ڕێ نوێژ هاوبه‌ش دانان هجرت وضو یاد ئادابی دوعا كردن ئادابی قورئان خوێندن یادی خوا ئاسمان ئامادەیی ئامەدی ئیسلامی یه‌كتاپه‌رستی ئیسلام یەکتاپەرستی
نشر مطالب با ذکر منبع بلا مانع می‌ّباشد.