فکر اسلامی

ما کیستیم؟ ( مقاله 12: دادگری)

دادگری.. رفتار عادلانه و نیکی

(تا .. دادگری در یک دارالاسلام، اِعمال شود)

از منظر قواعد و ضوابط پرورشی اسلامی جنبش، ارتباطات میان انسان با انسان را به صورت کلّی در سه دایره متصل به هم متصور می­شویم:

1-­ ارتباط اوّل: ارتباط ما با نژاد بشریت که دایره­ی ابلاغ و رساندن اسلام است.

2-­ ارتباط دوّم: ارتباط ما با مسلمانان که عبارتست از دایره­ی برادری و اخوّت دینی.

3-­ ارتباط سوّم: ارتباط ما با خویشاوندان و نزدیکان که آن را صله­ی رحِم می­نامند.

نقطه مشترک هر سه ارتباط، دادپروری و نیکوکاری است.

داد ( العدل):

عبارتست از احقاق حق.

نیکی (الإحسان):

عبارتست از انجام خیر و نیکی اضافی؛ یعنی بیشتر از حقّی که صاحب حق دارد.

   قانونی که سرچشمه اصلی این دو رفتار اصیل به حساب می­آید این فرموده خداوند متعال است: « إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» [النّحل:90]؛ « خداوند بزرگ به دادگری و نیکوکاری امر می­کند». انعقاد این ارتباطات به همان استحکامی که اسلام، طلب کرده است منجر به عملی کردن « رخسار اجتماعی» عبادات اسلامی می­گردد؛ زیرا عبادات اسلام که ارتباط مستقیم بنده با خداوند است یک جنبه اجتماعی و مردمی نیز دارد که عبارتست از ادای فرایض خداپرستی به صورت دسته­جمعی؛ مانند ادای نماز در مسجد، حج در خانه خدا و زکات از طریق یاری رساندن به همدیگر.

   جهت تبیین بیشتر دیدگاه ما درباره دادگری و نیکوکاری، نظر شما را به چند سرگفتار مهم جلب می­کنیم:

1-­­ دادگری، پایینترین سطح ارتباط میان انسان با انسان است که باید در آن توقّف کند و به مرحله پایینتر، پا نگذارد؛ زیرا زیر پا گذاشتن حدّ شرعی یکدیگر به معنی تعدّی کردن به حقوق دیگران و ایجاد ظلم و ستم است و این مسأله به منزله آغاز ایجاد بغض و کینه، تنفّر از همدیگر، عدم اطمینان به یکدیگر و افروختن آتش انتقام است. به دلیل نتایج مخرّب این رفتار شیطانی است که خداوند متّعال، خطاب به مسلمانان می­فرماید: به هنگام عصبانیت و بغض نیز، دادپروری و عدالت را فراموش نکنید و مرز حقوق دیگران را نشکنید: «‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ‏» [المائدة: 8]؛ « ای کسانی که ایمان آورده­اید! همه شما جهت برپایی این دین، به پا خیزید ( تنها برای رضای خدا به پا خیزید و جهت پیاده­سازی دین، قیام کنید)، برای خداوند شهادت دهید ( با عمل پسندیده، زیبایی اسلام را به نمایش بگذارید و با رفتار حق جویانه، دینداریتان را ثابت کنید)؛ هرگز بغض و کینه از گروهی از مردم، باعث نشود که شما دادگری را ترک کنید؛ هرگز چنین عملی را انجام ندهید و همچنان دادگر بمانید! چنین عملی به تقوا و دینداری مقبول، نزدیکتر است. و از خداوند بترسید؛ زیرا خداوند بزرگ به خوبی آگاه است به کارهایی که انجام می­دهید».

   خداوند متعال، پیامبر پیشوایمان - صلّی الله علیه و سلّم -  را جهت معرّفی و اِعمال همین قانون دادگری و اجرای عدالت، مبعوث کرده است؛ همانگونه که خداوند از زبان او می­فرماید: «وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ» [الشّوری:15]؛ « به من امر شده که در میان شما دادگر باشم.».

   با توجّه به اینکه داوری کردن میان مردم به منزله­ی باز گرداندن حقوق به محلّشان است خداوند متّعال از تک تک مسلمانان، طلب کرده که هرگاه میان دو گروه که اختلاف دارند حکَم و داور شدند یا آنکه به عنوان قاضی یا فرمانروای دارای قدرت سیاسی، انتخاب گشتند این عدالت و دادگری را مراعات نمایند تا تمامی اختلافات، حل و فصل شود و زخمها التیام یابد؛ از این روست که می­فرماید: «وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ » [النساء: 58]؛ « اگر میان مردم، حکَم و داور شدید عادلانه داوری کنید».

   عدم تعیین مرز حقوق اشخاص به صورت فردی و گروهی و عدم قانونی کردن و نگاهداری آن، تبعیض متمدّنانه­ای را به بار می­آورد که ما اکنون در غرب و شرق، ملاحظه می­کنیم! همانطور که ما جاهلیّتی را می­بینیم که بر پایه­ی آن شخص غربی در کشور خود و از ترس قانون، ناچار است که دادگرانه، عمل نماید امّا هرگاه پا در سرزمینی دیگر می­گذارد و از حوزه دید قانون، فاصله می­گیرد رفتار وحشیانه از خود بروز می­دهد، جنگِ ریشه­کن کردن سایر ملّتها را آغاز می­کند و ثروت و دارایی آنان را حیف و میل می­نماید و آلوده­دامنیِ وحشیانه و تجاوز علیه کودکان شیرخواره را هم برای خود روا می­بیند.

2-­ ارتباط حسنه: عبارتست از ارتباطی که باید در حالت عادی و معمولی زندگی در میان انسانها با همدیگر برقرار باشد بدون اینکه هرگونه اختلافی وجود داشته باشد یا آنکه محدوده­ی حقوق دیگران زیر پا گذاشته شود.

   آنچه از صاحبان قدرت، طلب شده ارتباط حسنه و نیکو است؛ چه آنکه رفتار دادگرانه مسئولین، مردانگی و بزرگواری نیست بلکه این امر، حق قطعی زیردستانشان به حساب می­آید. اما انعقاد ارتباط حسنه و حفظ آن از جانب صاحبان قدرت و مسئولین با زیردستان، مردانگی و بزرگواری است؛ زیرا بیش از محدوده­ی حقشان را به آنان بخشیده­اند.

   اگر ارتباط میان هر کدام از طرفهای زیر به صورت دو به دو بر نیکوکاری مذکور، بنا شود بغض، کینه، حسد، اختلاف، فتنه و کشمکش و آنگاه جنگ و دعوای خونین و تلاش برای ریشه­کن کردن دیگری اتفاق نخواهد افتاد:

*­ میان قدرت سیاسی و جامعه مدنی

*­ میان ثروتمندان و فقرا

*­ میان عالم و جاهل و باسواد و بی­سواد

*­ میان قدرتمند و ضعیف

*­ میان کارکنان و مسئولان

*­ میان مرد و همسرش

*­ میان فرزندان و والدین

*­ میان حکومتهای پیشرفته و حکومتهای توسعه­نیافته

 

   اگر افراد مذکور در ردیف اول که دارای قدرت هستند با افراد مقابلشان، رفتاری دادگرانه داشته باشند بدین نحو که حقوقشان را به صورت کامل، ادا کنند اگرچه آن مقدار زائد و اضافی را هم مراعات ننمایند ( که عبارتست از نیکوکاری در حقشان) آن همه بغض و اختلاف اجتماعی و دعواهای خونین، رخ نخواهد داد. چه آنکه در این شرایط، افراد ضعیفی که در طرف مقابل قرار دارند (جامعه مدنی) حقوق خود را دریافت می­کنند و اگرچه نیکوکاری (مردانگی) و احسان هم در حقّ آنان صورت نگیرد محتاج نخواهند بود که به دزدی و راهزنی، روی بیاورند و از برنامه­های جنگ­طلبانه و شیطانی، استقبال نمایند. در شرایط کنونی که افراد ضعیف و فاقد قدرت نه عدل (حق قطعی خود) دیده­اند و نه احسان (مقدار اضافی بر حق)، چگونه انتظار وجودِ افراد معتدل و میانه­رو و جامعه آرام و صلح جهانی را داشته باشیم؟! به همین دلیل است که خداوند متعال، قلّه­ی رفتار دادگرانه و نیکوکارانه را به انسان مسلمان نشان داده و فرموده است: «وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ » [ القصص:77]؛ « همانگونه که خداوند بزرگ به تو نیکی کرده است تو نیز به دیگران نیکی کن». نیکوکاری مذکور در این آیه، ناظر به کیفیّت و کمّیت نیست بلکه مهم قصد و همّت شخص جهت انجام چنین رفتاری است. از این روست که خداوند حتی قصد و نیّت قلبیِ شخص مسلمان را هم رفتار حسنه به حساب می­آورد مادام که او در درونش قصد خیر داشته باشد.

   رفتار نیکوکارانه و حسنه - که عبارتست از باز گرداندن و حفظ محدوده­ی حقوق مردم و انجام رفتار نیک و خیرخواهانه­ی زائد بر حقّشان - چنین نیست که تنها کردار حسنه­ای باشد که انجام آن طلب شده باشد و تمام! خیر؛ خداوند به انجام این کردار امر کرده تا به عنوان قانون رفتار و چگونگی برقراری ارتباط با پدر و مادر، خویشاوندان و نزدیکان، هم­وطنان و جامعه بشری به صورت کلّی، مدّ نظر قرار بگیرد.

 

3-­ همانگونه که نماز، روزه، زکات و حج، عبادتند و همزمان دارای اثرگذاری اجتماعی نیز هستندو در پرورش اعتدال جامعه، نقش اساسی ایفا می­کنند عدل و نیکوکاری نیز چنین­اند؛ این دو به منزله ارتباط معتدل درونی و ضامن حفظ محدوده حقوق و مقدار زاید بر آن هستند و  همزمان اندیشه دیگری را در جامعه پویا می­کنند که عبارتست از مقابله دسته­جمعی دولت و جامعه با ستم صاحبان قدرتی که در گروه اول، قرار دارند. از طریق این مقابله و دفاع از حق مظلومان، دولت و جامعه از چنان شرایطی فاصله می­گیرند که به خاک و کود پرورش میکروب فساد، دزدی، اختلاس، راهزنی و سر و کار با دیکتاتوری، تبدیل شود. به جای این مسأله، از طریق راهکار اجتماعیِ زکات، نیکوکاری و بخشش در میان مردم، ارتباط موجود در جامعه در حالت تعادل و اثرگذاری، باقی خواهد ماند. اگر هم قدرت حاکم سیاسی از مسیر عدل و نیکوکاری، منحرف شد یا آنکه به آن بی­توجّه بود باز هم مردم از طریق ممارست و مراعات ارتباط موجود میان خود " که بر پایه دادگری و نیکوکاری، بنا شده است" مقاومت خواهند کرد و اجازه نخواهند داد که تعدّی و اجحاف دولت، تمامی جامعه را در بر بگیرد. چنین امری در شرایطی میسّر خواهد بود که احزاب اسلامی، علمای دینی و روزنامه­نگاران رادمرد و دلیر، پیشوای جامعه مدنی گردند و و آن را به سوی مسیر صحیح، رهنمون سازند؛ جامعه­ای که تماما فرو ریخته و در اختیار دیکتاتوران، دزدان و مفسدان، قرار گرفته است. علّت آن است که خود جامعه به خوره، مبتلا شده است؛ نه حزب اسلامی خود را در قالب اپوزیسیون و مخالف، نشان می­دهد، نه عالِم دلیر مانده و نه روزنامه­نگار جوانمرد.

   بنابراین ما جنبشیان معتقدیم که دادگری، حق هر فرد و گروهی از ساکنین دارالاسلاممان به حساب می­آید و علاوه بر آن لازم است که با آنان رفتار حسنه داشته باشیم. هیچ کدام از این دو امر هم برخواسته از مردانگی ما نیست که آن را مایه منّت گذاردن بر دیگران، قرار دهیم؛ بلکه اینان، فرمان خدایمان است که آن را بر ما لازم کرده تا با خداشناسی و روراستی آن را ادا کنیم. بر این مسأله نیز اطمینان داریم که خداوند متعال در روز قیامت اهمال و سستیمان را مورد مؤاخذه، قرار می­دهد و ما را مجازات می­کند. با این روح مسئولیت قیامتی، مسئولان اداره امارت ما با مردم، رفتار می­کنند و تفاوتی ندارد اندیشه و بینششان چه باشد.

 

194 جار خوێندراوه‌ته‌وه‌
04/03/2019
احزاب اسلامی کردستان عراق اخوان المسلمین انواع آبها اهمیت جایگاه امام جماعت اهمیت طهارت بابەتەکانی ماڵپەڕ بانگ بانگ و قامەت بانگەواز باوەڕ باوەڕ هێنان به‌ فریشته‌كان بنەما عەقائیدییەکان پارێزكاری په‌یوه‌ندی فریشته‌كان به‌ مرۆڤه‌وه‌ پیسی پێناسەی دوعا پەرستن تاریخ تاقیكردنه‌وه‌ تاقیکردنەوە تفسیر سوره الممتحنه ته‌سبیحات تۆبەکردن تەقوا جاهیلییه‌ت جۆر و یاساکانی ئاو جۆره‌كانی هاوبه‌ش دانان جۆرەکانی ئاو چەند توێژینەوەیەک حیكمه‌ت و سووده‌كانی دوعا حیكمه‌ته‌كانی ڕۆژوو حەج و عومرە خانواده خودا خولع دموکراسی دنیاخواهی ده‌وڵه‌تی عوسمانی ره‌مه‌زان ڕۆژوو زادی زادی فارسی زانكۆی زادی زیکر زەکات سلفیت سنتهای فطری سه‌یید قوتب سوره‌تی (المجادلة) سوننه‌ت سیفات و ئاکارەکانی فریشتە شارستانییه‌ت شەرمکردن شەوی قەدر طاغوت طهارت عبدالقادری ته‌وحیدی غه‌یب فریشته‌ فقه فکر اسلامی فورات قضای حاجت قورئان كتێبه‌كانی خوا کاتی دوعا گیرابوون کردەوەی چاک گومان لەسەر دوعا لە خۆپرسینەوە مامۆستا كرێكار محمد عبدالله دراز مقدسات اسلام مه‌بده‌ء مه‌تنی جه‌زه‌ری مه‌رجه‌كانی گیرا بوونی دوعا مەعازەی کچی عبدالله ناسین ناوه‌ جوانه‌كانی خوای گه‌وره‌ ناوەکانی خودا نجاست نووری ڕێ نوێژ هاوبه‌ش دانان هجرت وضو یاد ئادابی دوعا كردن ئادابی قورئان خوێندن یادی خوا ئاسمان ئامادەیی ئامەدی ئیسلامی یه‌كتاپه‌رستی ئیسلام یەکتاپەرستی
نشر مطالب با ذکر منبع بلا مانع می‌ّباشد.